|
این مربوط به تجارت بیماری است که همه ما مجبور به پرداخت یارانه به آن هستیم. کل ملت محکوم به حمایت از یک حرفه کامل است، بدون اینکه کسی از قبل فرصتی برای تصمیم گیری داشته باشد که آیا اصلاً میخواهد در این کلاهبرداری بیمه درمانی شرکت کند یا خیر.
|
|
این کاملاً خلاف قانون اساسی است. این یک دیکتاتوری قرون وسطایی و غیردموکراتیک در لباس سفید است که اجازه دارد همه را با مصونیت از مجازات غارت کند.
|
|
و این کار منحصراً به نفع صنعت داروسازی و مجتمع پزشکی-صنعتی انجام میشود. به عبارت دیگر، شرکتهای بیمه سلامت فقط از یک شاخه بسیار خاص پزشکی، یعنی جنبه مکانیکی-فنی علم، حمایت میکنند. و آنها گستاخانه و بیپروا ادعا میکنند که «پزشکی مرسوم» تنها راه نجات است.
|
|
و این دلیل دیگری است که چرا سیستم بیمه درمانی اجباری کاملاً خلاف قانون اساسی است. شرکتهای بیمه درمانی مرا مجبور میکنند داروهایی را مصرف کنم که اصلاً نمیخواهم.
|
|
اگر من درمانهای طبیعی را ترجیح میدهم، اگر هومیوپاتی یا درمان همزیستی را انتخاب کنم، باید خودم همه هزینهها را بپردازم. چرا باید به این سیستم بیمه درمانی اجباری پول بدهم، در حالی که کاملاً خوب میدانم، مثلاً هرگز به بیمارستان نخواهم رفت؟
تنها پزشک متعارفی که مرتباً به او مراجعه میکنم، دندانپزشکم است. میتوانم صرفاً برای مشکلات دندانی بیمه بگیرم، یا بگویم اگر قرار است به هر حال هزینه زیادی برای کارهای دندانپزشکی از جیب خودم بپردازم، ترجیح میدهم از دندانهایم به خوبی مراقبت کنم، هر شش ماه یکبار برای معاینه بروم، آن هزینههای جزئی را خودم پرداخت کنم و اصلاً بیمه نشوم.
|
|
مشکل سود بردن از بیماری این است که این رویکرد کاملاً اشتباهی برای یک پزشک است که از بیماری پول دربیاورد. پزشکی که امروز میتواند با وجدانی آسوده به خود در آینه نگاه کند، از سلامتی پول درمیآورد.
یکی از پیشگامان بزرگ در این زمینه دکتر راث است. این پزشک نمونه، جنبش بزرگی در زمینه ویتامینها راهاندازی کرده و با طب سلولی خود، مسیر کاملاً جدیدی را به پزشکی مرسوم نشان داده است.
|